دانش آموز دختر رتبه نخست کنکور سراسری دانشگاه های ترکیه از حالا نگران موضوع منع حجاب است.
طبق قوانین آموزش عالی ترکیه هر آزمون کنکور پانصد سوال دارد و دانش آموزانی می توانند از سد اولیه عبور کنند که دست کم به ۱۸۰ سوال پاسخ مثبت بدهند و پس از آن وارد رقابت رتبه و سهمیه بندی شوند. اما در کمال تعجب همگان، برای نخستین بار در تاریخ برگزاری آزمون کنکور در ترکیه سمیه در شاخه علوم تجربی و یک دانش آموزقونیه ای به نام عبدالله جوشکُن در شاخه ی هنر و ادبیات به همه ی ۵۰۰ پرسش کنکور پاسخ صحیح دادند.
سمیه اینک به عنوان یک دختر محجبه نگرانی خود را از قوانین حاکم بر فضای دانشگاهها اعلام و اظهار امیدواری کرده که خداکند به خاطر حجاب مرا از ورود به دانشگاه منع نکنند.
وی که تمایل به ادامه تحصیل در رشته ی پزشکی دارد به صراحت گفته که درصورت گزینه ی ماندن در خانه و نرفتن به دانشگاه ها عزیمت به خارج از ترکیه را برای ادامه ی تحصیل ترجیح می دهم.
منبع : www.alef.ir
-- یکی از دوستان پیشنهاد داد تا از مسئولین مطالبه بشود تا اگر دانشگاه های ترکیه او را ن÷ذیرفتند در دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرش شوند.
مکفی | 10:27 - دوشنبه 1391/02/18
مصاحبه نشریه دانشجویی نبض با حجه السلام والمسلمین حمیدرضاغریبرضا و دکتر التهامی
جمع بین فاطمیه و وحدت اسلامی
(ويژه)
التهامي: در پايان بحث به طور خلاصه مي گويم كه باید موانعی را که باعث می شود طرف مقابل ما به طرف ما متمايل نشود را از ميان برداریم؛ شما می گویید كه ما عقیده ي حقی داریم و می خواهیم این عقیده حق را به دیگران اظهار کنیم؛ یک سری موانع روبه روي آن هست؛ دیوارهای بی اعتمادی! خب این دیوارها باید برداشته شود تا بتوانند ما را ببينند؛ ما اعتقاد داریم، اگر حق را دیدند می پذیرند. به عنوان مثال، من قبل از اینکه شیعه بشوم به این نتیجه رسیده بودم که حضرت علی شایسته تر به خلافت است از افراد دیگري که روي كار آمده بودند. همچنین طرفدار خط انقلاب اسلامی و امام خمینی بودم.
اولین کتابی که شنیدم درباره تشيع نوشته شده است، کتاب «آنگاه هدایت شدم» بود، گفتم من اين چنین کتابی را نمی خوانم! چون عنوانش تحریک کننده بود: گمراه بودم، سپس هدایت شدم؛ يعني شما همگي گمراهید، بروید بخوانید تا هدایت شوید! بعد از هفت سال کتاب «المراجعات» علامه شرف الدین به دستم رسید. یک شبه تا صبح تمام آن را خواندم. همان کتاب و مطالعه آن شب، مقدمه تحول و سفر مذهبی من شد؛ باعث شد هم باور ها و بعد عبادی که احکام نماز و روزه ام بود را مطابق با فقه شیعه به جا بياورم.شما این دو کتاب را مقایسه کنید. «ثم اهتدیت» [آنگاه هدایت شدم] که من اصلا به علت نامش طرفش نرفتم و کتاب «المراجعات» که این قدر با ادب و احترام و اخلاق اسلامی نوشته شده و شب تا صبح خواندمش و روی من این قدر تاثیر گذاشت. مقدمه کتاب و روش اخلاقی گفتگوی بين دو طرف من را اسیر خودش کرده بود و به همراه دلیل حرکت کردم و الحمدلله به این جا رسیدم.
وقتی اعتقاد حق خودمان را به روش تحریک آمیز عرضه بکنیم، آمدن طرف مقابل به سمت خود را به تأخیر می اندازیم؛ ولی اگر به شکل واضح و بدون مانع باورهایمان را مطرح بکنیم مشكلي پيش نخواهد آمد. امروز ما هر دو روش را تجربه مي كنيم. و صلی الله علی محمد و آله و سلم.
ثقفي: خیلی لطف کردید كه با وجود خستگي اين روز پركار، وقت خود را در اختيار ما قرار داديد.
مکفی | 17:15 - سه شنبه 1391/01/29
... حوادث در آن روزها(دوران ستمشاهی) ساعت به ساعت بود، نه روز به روز. هر ساعت یک حادثه بود. هر ساعت یک انگیزه بود. یک تکلیف بود. وقت اینکه کسانی بنشینند ۱۰ ساعت، ۱۵ ساعت، ۲۰ ساعت یک مسئله را تمام کنند، باقی نمیماند. نگاه نکنید به آن روشنفکر حرفهای غیر متعهد که هیچ کار ندارد، می نشیند پشت میز کارش روزی چند ساعت بیانیه و مقاله و جزوه مینویسد.

آنها حسابشان جداست. همانطوری که صبح گفتم روشنفکران حرفهای در طول این مدت مبارزات مردمی؛ مأیوس کنندهترین گروهها بودند. این فریادی بود که مرحوم آل احمد بارها میکشید. هر وقت این مرد را دیدیم، همانطور که در کتابهایش هم منعکس است، فریاد و فغان و خروشش از روشنفکران حرفه ای بلند بود.
یادم نمی رود سال ۴۷ در مشهد. آخرین سال زندگی آل احمد جلسه ی بسیار دوستانه ی پُر سودی داشتیم. و برادران همگام و همفکر ما در مشهد جمع بودند و بحث های زیادی می رفت.
خیلی از چهرههایی که از مشهدی ها میشناسید در آن جلسه حضور داشتند. آل احمد می گفت: از بعد از مشروطیت تا امروز یعنی تا سال ۴۷، روشنفکران ما سه کتاب خوب ترجمه نکرده و ننوشته اند. این حرف او بود. در زمان خود ما و در طول این دوران مبارزه، روشنفکرها بعد از آنکه جلسه شان را میرفتند، باشگاهشان را می رفتند، مهمانیشان را می رفتند، بورس تحصیلیشان و یا تحقیقی شان را از دولت شاهنشاهی می گرفتند و می رفتند و برمی گشتند، کارهای روزمره شان را انجام می دادند. در اداره یا مؤسسه ای کارشان را می کردند، سینما و گردش و تفریح عصرشان را می رفتند و خلاصه بعد از آنکه همه ی کارهای واجب و مستحب زندگی را انجام می دادند، دو، سه ساعتی هم می نشستند پشت میز کارشان آقا وار، تمیز، بی دغدغه پای کولر یا بخاری قلم می زدند.
این خیلی کار آسانی بود. این غیر از آن روشنفکر مذهبی و یا بخصوص روشنفکر روحانی است که با مردم و در میان مردم است و توی برج عاج نیست.
روشنفکر یعنی آن کسی که آن چیزهایی را می بیند که مردم نمی بینند، کسی که از سطح بالاتری دارد نگاه می کند، مشرف بر مسائل است. جهت گیری ها را می بیند. دشمن ها را می بیند. دشمنی را می شناسد.
او وظیفه دارد که زودتر از هرکس دیگر فریاد بزند. خروش برآورد. مردم را بسیج بکند و خانه ای را که دشمن در آن سنگر گرفته تصرف کند. و دزدها را بیرون بریزد؛ اما نمی کند. او مشغله ها و گرفتاری ها، دردها و انگیزه های دیگر دارد.
روشنفکر حرفه ای ما تا نیمه ی شب در باشگاه، در کلوپ، در کافه گذرانیده، قهوه اش را خورده، شور علی اف و سمفونی پنجم بتهوون را گوش کرده، درباره ی مسائل آفریقا و آمریکای لاتین گپ فراوانی زده و حالا با وجدان آسوده! آمده خانه و می خواهد بخوابد. او وقت آمدن به داخل صحنه را ندارد.
اگر در کوچه و در میان مردم و از سوی خود مردم سر و صدایی نبود، او اکنون در بستر راحت لمیده بود و حالا هم که غوغای مردم خواب او را برآشفته، انگیزه ی او فقط او را تا روی ایوان می آورد و روی صندلی می نشاند. مردم فقط او را می بینند اما حضور او را در میان خود حس نمی کنند. این است روشنفکر حرفه ای.
اما روشنفکر مذهبی درست عکس این است. نمونه اش دکتر شریعتی. یا روشنفکر روحانی. نمونه اش روحانیون مترقی و مبارزی که در طول این سال ها شما در همه جای این مملکت دیده اید. او در میان مردم است. با صدها گونه خواسته و توقع مردم روبرو است. برای او با مردم و در میان آنها بودن خودش کاری، و کار مهمی است.
پس وقت آن را که از سَر صبر و حوصله به قلم زدن بپردازد، ندارد.
هزار مسئله برایش مطرح است. هزار درد، هزار سئوال، هزار نیاز در برابرش قرار می گیرد. مشغله های نقد، او را از پرداختن به طرح های دراز مدت و غیر نقد باز می دارد. این از جهتی خسارت است و در این شک نیست. اما خسارت اجتناب ناپذیری است...
منبع: نشریه ی شماره یک حزب جمهوری اسلامی. منتشره در مردادماه سال ۱۳۵۸
مکفی | 15:57 - سه شنبه 1391/01/15
این مطلبی است که مدت ها پیش توسط آقای شهبازی در گروپ جنبش گذاشته شد فکر می کنم بد نیست دوباره باز خوانی بشود:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
چند هفته پیش با یکی از فعالان فعلی دانشجویی بحث مفصلی کردیم در قالب
گفتگوی اینترنتی در مورد شاخصهای کلی مشخص کردن برنامههای یک مجموعهی
دانشجویی در حد یک دانشگاه بزرگ یا یک اتحادیه و قس علیهذا، با توجه به
تکرار شدن این بحث به صورت شفاهی و کتبی با ویرایشی متن آن آمادهی بهره
برداری شد.
شاخصهای کلی مشخص کردن برنامههای یک مجموعهی دانشجویی
مکفی | 15:22 - سه شنبه 1391/01/15
اين رسانههاى الكترونيكى و اينترنتى
متأسفانه موجب شده است كه افراد بىمحابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد
بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى
عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛
خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانهاى نشود براى اينكه
يك عدهاى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و
شماتت قرار بدهند؛ نه، من همهى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ
انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از
جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به
اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند.
همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است.
مکفی | 16:27 - دوشنبه 1391/01/14
قرار است نمایندگانی از 100 کشور دنیا و از ادیان و مذاهب گوناگون که وجه مشترک همگی ایشان ضدصهیونیستی بودن آنهاست در کاروانی با نام "کاروان جهانی به سوی قدس"(Global March to Jerusalem) تظاهراتی در مرزهای فلسطین به پا کنند. اعضای کاروان ها در 30 مارس 2012 (ده فروردین 91) از سه مسیر زمینی و یک مسیر هوایی از نقاط مختلف جهان وارد اردن شده و به همراه آوارگان فلسطینی به صورت پیاده به سوی مرز شرقی کرانه باختری تظاهرات عظیمی برپا می کنند
.
مکفی | 14:46 - چهارشنبه 1390/12/17
این پست اتفاقی است که برای یکی از دوستانم رخ داده ، حتما آن را بخوانید ضرر نمی کنید!... .
مکفی | 17:0 - سه شنبه 1390/12/16
در حاشیه برگزاری نمایشگاه بین المللی قرآن در تهران -سال ۱۳۸۸-خبری منتشر شد مبنی براینکه فردی به نام «دیوید پید کوک» با مطالعات در زمینه نجوم به این نتیجه رسیده است که تحقیقات جدید ناسا نشان می دهد شیارهایی در ماه وجود دارد که نشان می دهد ماه در زمانهای گذشته دو نیم شده است و این تایید معجزه شق القمر است. والبته این مطلب را «آیت الله بی آزار شیرازی» بیان کرده بود.
یکی از دوستانم که در این زمینه تحقیق کرده است به این نتیجه رسیده که این شیارها شیارهایی نیست که بتوان بوسیله آن اثبات کرد در گذشته ماه دو نیم شده است.
سید هاشمی | 21:53 - دوشنبه 1390/12/01
تاج آبادی | 10:23 - دوشنبه 1390/12/01
کارهای سابق جنبش دانشجویی در انتخابات مجلس
تجربه ی موفق شهید دیالمه در مشهد
وقتی تحکیم گیج می خورد
مجلس چهارم، تشکل های دولت ساخته و ورود تشکل های دانشجویی به ائتلاف ها
...
مکفی | 14:48 - شنبه 1390/11/29
نامه جمعی از دانشجویان ایران اسلامی به امام خامنه ای (مدظله العالی)
بسم الله الرحمن الرحیم
((إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ))
پیشگاه ولی امر مسلمین جهان و رهبری فرزانه انقلاب اسلامی ایران
حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)
با عرض خالصانه ترین سلام ها و درود ها به محضر حضرتعالی
رهبر بزرگوار
چندی است که همه دنیا شاهد و نظاره گر به خاک ذلت افتادن استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار و صهیونیسم غاصب می باشد. داستان به ذلت افتادن آنها تا آن جایی ادامه یافته است که مکفی | 8:20 - جمعه 1390/11/14
در این اضطراب بود که چطور با مادر خداحافظی کند و آن را تنها بگذارد و برود.می دانست شاید نه به حتم که دیگربرگشتی در کار نیست و این، اولین و آخرین خداحافظی او باشد.به مادر نگاه کرد که...

مکفی | 11:44 - شنبه 1390/11/08

